۱۰ مطلب در فروردين ۱۳۹۵ ثبت شده است

وضعیت پزشکی، بهداشت و سلامت در شهرستان درگز بسیار نگران کننده است

وضعیت پزشکی، بهداشت و سلامت در شهرستان درگز بسیار نگران کننده است

مطلب ارسال شده از سوی یکی از بازدیدکنندگان سایت:


در میان مشاغل گوناگون از حرفه پزشکی به عنوان شغلی منحصر به فرد نام برده می شود چرا که به طور مستقیم با جان انسان‌ها سر و کار دارد و به همین دلیل اخلاق جزیی جدایی‌ناپذیر از علم پزشکی تلقی می‌شود، در کنار اخلاق باید از تخصص و آشنایی با مهارت های لازم به عنوان پایۀ دیگر علم پزشکی نام برد. چه بسیار مردان خوشنامی که از این دو پایه تعهد و تخصص برخوردار بوده و در عرضه آن به همنوعان خود سخاوتمندانه رفتار نموده اند، مرزنشینان شهرستان دره گز پزشک خوشنام زنده یاد دکتر هوشمند را به خاطر  تسلط بالا و منش انسانی هرگز از یاد نخواهند برد. مردمان شهرستان محروم دره گز همواره قدردان زحمتکشان عرصه پزشکی در شهر خود بوده اند، مردمان زحمتکش و سخت کوشانی که در پیشانی کشور وظیفه خطیر مرزداری از کیان ایران عزیز را بر عهده داشته و خواهند داشت. امروز با گذشت چندین سال از افتتاح قسمتی از بیمارستان شهر مشکل عدم وجود امکانات پیشرفته و همینطور نیروی انسانی متخصص بسیار مشهود است که متاسفانه مورد دوم بسیار پر رنگتر است. دوست عزیزی در روزهای گذشته فرزند خردسالش را به دلیل احساس درد در پهلو و ناحیه شکم به بیمارستان شهرستان می برد و پزشک جراح پس از انجام معاینه این درد را آپاندیس تشخیص داده و بستری نمودن کودک و انجام عمل جراحی را  تجویز می نماید، لازم به ذکر است که هنوز هیچگونه آزمایش و یا سونوگرافی از بدن کودک صورت نگرفته است و  با مقاومت والدین کودک اقدام به سونوگرافی و آزمایشات مربوطه می شود و پزشک جراح همچنان بر نظر خود تاکید می نماید و در مقابل پرسش پدر که تا چه اندازه از تشخیص خود اطمینان دارید بیان می دارد که: تشخیصم صحیح است، ضمن اینکه آپاندیس قسمت زائدی در بدن است و باید خارج شود! بعد از یک شبانه روز والدین کودک از امضای تعهد نامه رضایت جهت جراحی سرباز زده و درخواست مرخص نمودن کودک از بیمارستان و انتقال به شهر مشهد را می نمایند. با امضای تعهدی مبنی بر به عهده گرفتن تمامی عواقب احتمالی، کودک از بیمارستان شهرستان مرخص شده و به مشهد انتقال می یابد، لازم به ذکر است که جراح حاذق شهر به پدر کودک در مورد ترکیدگی احتمالی آپاندیس  در راه انتقال و پخش شدن سموم ناشی از آن و از دست دادن فرزند به طور جدی هشدار می دهد!

پس از انتقال کودک به بیمارستانی در مشهد و انجام آزمایشات و سونوگرافی پزشکان مشکل را مسمومیت ساده غذایی تشخیص می دهند و با مصرف داروی اندکی حال کودک بهبود می یابد. حال این پرسش مطرح می شود که چرا جراح جوان شهر ما ، تاکید بر عمل جراح بدون اطمینان و تشخیص کامل از بیماری دارند؟ و آیا دیگر مسئولین محترم شهر پایش درخوری در رابطه با بیلان کار بخش جراحی بیمارستان شهر انجام می دهند؟ آیا باید مظلومیت را هم به محرومیت افزود!؟  این نمونه کوچکی است از آنچه در بیمارستان شهرستان رخ می دهد، پاسخ به سوالات فوق مطالبه به حقی است که می تواند موجب اطمینان بخشی به مردم محروم این منطقه شود.

با سپاس فراوان- رضوانی پرکند



-------------------------------------------------------------------------



کیانوش انصاری: مطلب فوق را در ایمیلی ارسالی از یکی از مخاطبین سایت خواندم که درخواست انتشار آن را نیز داشتند. گفتم بد نیست در پینوشت این مطلب دردناک خاطره ای هم از خودم بنویسم:


چند وقت پیش تلفنی مطلع شدم پدر بزرگم که بیش از 70 سال سن دارد زمین خورده و از ناحیه کمر و پا شدیدا درد دارد... آنقدر درد داشت که حتی اجازه نمی داد از جایی که خوابیده بود تکانش بدهیم و به بیمارستان انتقالش بدهیم. بلاخره با تماس با آمبولانس و کلی معطل شدن ما... آمبولانس رسید و پیر مرد را به بیمارستان امام خمینی شهرستان درگز آوردیم که بعد از رسیدن به بیمارستان با حال آشفته پدربزرگ و گلایه هایش به خاطر تکان های زیاد آمبولانس مواجه شدیم و می گفت آنقدر تکان خورده در مسیر که دردش شدیدتر شده...

به بیمارستان که رفتیم متوجه شدیم اصلا چند وقتیست که دکتر ارتوپد ندارند و حرف انتقال پیرمرد با آن امبولانس هم خودش و خانواده را به وحشت می انداخت به اجبار با تماس ها پی در پی و هزینه های فراوان دکتری را از مشهد به درگز آوردیم تا درمان در درگز صورت گیرد وقتی دکتر به عکس های گرفته شده در فیزیوتراپی درگز نگاهی انداخت گفت که استخوان شکسته و باید عمل جراحی شود. بعد از سوراخ کردن پای پیر مرد و مشاوره های قبل از عمل؛ دکتر با ناراحتی آمد و گفت که اصلا اتاق عمل بیمارستان درگز هم امکانات کافی برای این عمل جراحی ندارد و شدیدا توصیه کرد که بیمار به مشهد منتقل شود. بیمار را به بیمارستان مشهد منتقل کردیم و دوباره عکس و فیزیوتراپی و... انجام شد. در کمال تعجب عکس ها در مشهد نشان می داد که هیچگونه شکستگی در استخوان بیمار وجود ندارد و فقط یک ترک و آسیب جزئی به استخوان وارد شده و با کمی دارو و استراحت مشکل قابل حل است!!! دکترهایی که تصاویر گرفته شده در فیزیوتراپی مشهد و درگز را مقایسه می کردند با چشم هایی درشت و مملو از تعجب بی اختیار می خندیدند و حیرت زده بودند. از آن زمان تا کنون در چندین جلسه با مسئولین شهرستان و حتی فرماندار محترم این مشکلات بیمارستان را منتقل کردم اما هنوز هم هر چند گاهی اخبار دردآور و حیرت انگیزی از بیمارستان درگز به گوش می رسد که مردم این شهر را با این سوال مواجه کرده است که تا به کی باید جان عزیزانشان در این شهرستان در امنیت و آسودگی نباشد؟!!! آیا دولت جمهوری اسلامی ایران با این همه نعمت و دارایی توان تجهیز یک بیمارستان در منطقه ای محروم را ندارد؟!!!

عبدالله حاتمیان از نمایشگاه صنایع دستی و عکس نوروزی درگز بازدید کرد

عبدالله حاتمیان از نمایشگاه صنایع دستی و عکس نوروزی درگز بازدید کرد

منتخب دهمین دوره مجلس شورای اسلامی شهرستان درگز به همراه معاون فرماندار از نمایشگاه های صنایع دستی، عکس و فعالیت دبیرخانه ستاد هماهنگی خدمات سفر و نمایشگاه های جانبی بازدید و از زحمات دست اندرکاران و هنرمندان تقدیر و تشکر کرد.

به گزارش روابط عمومی دبیرخانه ستاد اجرایی خدمات سفر استان خراسان رضوی، عبدا.. حاتمیان ضمن ابراز خرسندی از برپایی چنین نمایشگاه هایی در ایام نوروز این برنامه ها را اقدام موثری در جهت شناساندن و معرفی تاریخ ، فرهنگ و هنر و جاذبه های بکر گردشگری شهرستان به مسافران و گردشگران نوروزی دانست و از مدیریت و پرسنل اداره میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری شهرستان و کلیه هنرمندان و دست اندرکاران تقدیر و تشکر کرد.
در این بازدید گفت: امیدواریم در سال جاری با همت شهرداری واداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری شهرستان و سایر دستگاههای مرتبط بازارچه دائمی شهرستان راه اندازی و به بهره برداری برسد.

خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوی از ایران

خاطرات ژان شاردن جهانگرد معروف فرانسوی از ایران

دانلود کتاب :سیاحتنامه شاردن

جلد1و2و3

نویسنده:  ژان شاردن

مترجم :  اقبال یغمایی - محمد عباسی

تعداد صفحات: 34+526+493

حجم فایل: 24.5 مگا بایت

نوع فایل: pdf

انتشارات :  انتشارات امیر کبیر

دانلود کتاب ها


رجز خوانی دولت عثمانی و جواب نادر افشار

رجز خوانی دولت عثمانی و جواب نادر افشار

نادرسپهسالار شاه تهماسب دوم بود و بخاطر شجاعت وجنگاوریش شهره آفاق شده و بسیار محسود شاه تهماسب دوم واقع می‌شد. 


در اواخر سلطنت شاه تهماسب هنگامیکه نادرمشغول جنگ درصفحات شرق ایران بود،شاه تهماسب جهت نمایش جنگاوریش به عثمانی حمله کرده و شکست سنگینی خورد و در یک عهدنامه ننگین آذربایجان و اران و شروان را به عثمانی بخشید.


روس‌ها هم شرایط را برای دریافت غنائم مغتنم دیده و با تصور ضعف ایران درخواست عهدنامه جدید کردند و شاه تهماسب بی‌لیاقت نیز در عهدنامه‌ای با آنان صفحات شمال را به آن‌ها بخشید وبه قول خودش با بخشش مشتی سنگ و خاک به جنگ‌ها پایان داد و زحمت اداره مشتی کوه و بیابان را از سر دربار ایران کم کرد.

نادرشاه از شنیدن این خبرخشمگین شد و به شاه تحکم کرد عهدنامه را فسخ کند ولی شاه تهماسب زیر بار نرفت و نادر او را عزل کرد و به دربار عثمانی اخطار داد که خاک ایران را ترک کند دربار عثمانی این شعر فارسی را برای نادر فرستاد:


چو خواهی قشونم نظاره کنی          سحرگه نظر بر ستاره کنی
اگر ال عثمان حیاتم دهد                   ز چنگ فرنگی نجاتم دهد
چنانت بکوبم به گرز گران                  که یکسر روی تا به مازندران

نادرشاه هم در پاسخ نوشت:

چو خورشید سعادت نمایان شود          ستاره ز پیشش گریزان شود
عقاب شکاری نترسد ز بوم                  دو مرد خراسان دو صد مرد روم
اگر آل حیدر دهد رونقم                       به اسکندریه زنم بیرقم

و پس از آن در نبردی سهمگین ارتش توپال عثمان پاشا بزرگ‌ترین سردار عثمانی را در هم کوبید و خاک وطن را از ترکان عثمانی بازپس گرفت. سفیر روسیه در نامه ای به دولتش درباره نادر نوشت: چنگیز دیگری این بار از ایران ظهور کرده است و اگر به خواسته نادر تن ندهیم چه بسا روسیه، که این پادشاه تا قلب اروپا را فتح خواهد کرد.


از کتاب «زندگی پرماجرای نادرشاه» اثر «دکتر میمندی‌نژاد»

در باره باباجق و کلمه بابا در تاریخ درگز

چند روز قبل در منزل یکی از دوستان در باره شهر باورد یا ابیورد و وجه تسمیه آن و واژ ه بابا که در بین ترکها و مناطق شمال خراسان بخصوص منطقه اتک درگز زیاد بوده و نمونه ای از آن نام باباجق است که اسم قبلی شهر لطف آباد می باشد ، صحبت شد ، لازم دانستم برای تحقیق و ارایه مطالب بیشتر ، واژه و نام بابا و نامهایی که دارای کلمه بابا است مانند : باباجق و وجه تسمیه آن مطالبی بطور کامل تهیه و درج گردد تا با رفع کاستی ها و عیب و نقص آن توسط دوستان و محققین ، قابل استفاده شود .

ابتدا، در باره واژه و کلمه بابا شرحی داده می شود

واژه و کلمه بابا

کلمه «بابا» مجازاً به معنی پیر و سالخورده و عنوان احترامی برای صوفیان و عارفان و حکیمان متداول بوده است . در ترکی به هر یک از افرادی که در رأس گروه یا سازمانی قرار دارند، حتی اگر سالمندنباشند،به قصد احترام بابا گفته شده است ، چنانکه به (اُروج رئیس ) بارباروس ، امیردریادار معروف ترک در شمال افریقا، بابااروج و به کسانی که در رأس تشکیلات اصناف قرار داشتند اخی بابا گفته میشد.

ازینروست که هنوز هم ملوانان ترک، ناخدای خود را بابا خطاب می کنند. حسن قوچین ، از امرای دوره شاهرخ ،عنوان امیر بابا داشت. محمود افندی اهل فِلبِه ، از شیوخ و مدرّسان مشهور قرن دهم / شانزدهم ، چون مورد احترام رستم پاشا بود در استانبول نفوذ زیادی کسب کرده و به بابا افندی

اشتهار یافته بود. این واژه بعدها مستقیماً به عنوان اسم خاص به کار رفته است ؛ مانند باباگرای (صحیح آن گِرِی ) ازخانان کریمه و بابابیگ ازشاعران قرن نوزدهم م آذربایجان که «شاکر» تخلص می کرد. در مآخذ تاریخی به واژه بابا به عنوان اصطلاحی صوفیانه ، که دست کم از دوران سلجوقیان معمول شده است ، برمی خوریم .هنگامی که طغرل بیگ به همدان آمد به دو نفر صوفی به اسامی باباجعفر و باباطاهر برخورد، به اندرزهای باباطاهر گوش داد و باباطاهر او را دعای خیر کرد. از آن زمان به بعد در ایران و بعدها در آناطولی و روم ایلی ، به مجذوبان و مشایخ و شاعران متصوفی که عنوان بابا داشتند،

برمی خوریم ؛ مانند باباافضل کاشی ، شاعر و صوفی ، و باباکمال خجندی و باباسنکو درویش مجذوب وخلیفه هایش که عنوان بابا داشتند و تیمور آنها را در اَندَخود ملاقات کرد. همچنین می توان از باباشمس مسکین در سبزوار در همین دوره و باباسودایی در ابیورد در قرن نهم «نام باباجق در

درگز از نام ایشان گرفته شده است» و باباخداداد و بابافغانی شاعر و باباکوهی و بابانعمت اللّه نخجوانی و غیره نام برد. به گفته جمال قارصی ، شیخ کمال الدین خوارزمی (متوفی 671) در میان ترکمنها شیخ بابا نامیده می شد؛ و این دلیلی است بر رواج کلمه بابا در میان نواحی ترک نشین

مشرق ایران . بنابراین ، می توان گفت که در سرزمینهای ترک نشین شیوع کلمه بابا و شکل کوتاه شده آن : «باب» که مترادف با کلمه «آتا» (به معنی پدر) است تحت تأثیر احمد یَسَوی و طریقه یسویه، که در میان ترکان رواج فراوان داشت ، بوده است .در ایران ، بویژه از قرن ششم در آذربایجان ، به صوفیانی که عنوان بابا داشتند برمی خوریم ؛ مانند :

باباحسن سرخابی ، بابااحمد، باباعابدین ، باباعفیف ، بابامزید، بابافرج ، باباچوپان مراغی ، باباقلی اردبیلی ، باباطالب ترک و بسیاری دیگر. شیخ بزرگ باباحسن سرخابی )متوفی 610) که محمود شبستری در سعادتنامه با احترام از او یاد کرده است ، به گفته ابن کربلائی مؤلف روضات الجنان ، به «بابای هفتاد بابا» شهرت داشته است ، از آنرو که هفتاد بابا ملازم مجلس او بوده اند. از اسامی این هفتاد بابا که در روضات الجنان . آمده پیداست که اکثر آنان از آذربایجان بوده اند. افلاکی دَدَه ، مؤلف مناقب العارفین ، از بابامرندی که در آناطولی در دربار سلجوقیان نفوذ بسیاری داشته ، نام برده است .

بابامرندی ، چنانکه از نامش بر می آید، منسوب به باباهایِ آذربایجان بوده ؛ و براق بابا نیز که در پایان همین قرن،در دوره ایلخانیان کم و بیش نقش سیاسی ایفا میکرده منسوب به این گروه بوده است.

با اینهمه ، مهمترین شخص در تشکیلات این صوفیان ـ که از آذربایجان تا آناطولی گسترده بود ـ بابااسحاق است که در زمان غیاث الدین کیخسرو دوم، جنبش بزرگ معروف به «عصیان باباییها» را تدارک دید (  رجوع کنید به بابایی ، بکتاشیه ). مشایخ طریقت بکتاشیه منتسب به حاجی بکتاش که از مریدان او بودند، همگی از عنوان بابا استفاده می کردند. به مشایخ و پیروان عقاید ملامتیه قدیم در خراسان و مشایخ و درویشان طریقتهایِ قلندریه و حیدریه نیز، که از اختلاط اصول باطنی با سنن دینی تُرک به وجود آمده اند، عنوان بابا داده شده است . وجود بسیاری از درویشان مانند گِییکْلی بابا در اولین قرن حکومت عثمانی دلیلی بر این مدعاست . اسناد فراوان دال بر ادامه استفاده از اصطلاح بابا در ایران بعد از قرن نهم وجود دارد، و از وجود بابا رکن الدین در اصفهان و شیوخی با نامهای بابابیات و بابارجب مجذوب در شیراز و از شاعران و مجذوبانی مانند: بابااصلی دماوندی و باباسلطانی قلندر قمی و باباطالب اصفهانی اطلاع داریم . در قرن یازدهم ، در اکثر نقاط ایران به شیوخ خانقاههای حیدری (حیدری خانه ) برمی خوریم که مانند بکتاشیها عنوان بابا داشته اند.

شاه عباس اول باباسلطان قلندر را به شیخیی خانقاهِ حیدری که در چهار باغ قرار داشت تعیین کرد و پس از او نیز بنوبت ، باباحیدر و پسرش بابا شفیع و پسر دیگرش بابارضی را به این مقام منصوب کرد.

شیخِ حیدری خانه قزوین هم عنوان بابا داشت. ابوسعید ابوالخیر در بین مردم ترکمن وترکهای درگزی به مهنه بابا ( منه بابا ) مشهور است . «جمعه آتایوف» شرق شناس،روزنامه نگار و مترجم شهیر ترکمنستانی با آوردن کلمه بابا ،در مورد سرخس بابا و مهنه بابا چنین گفته است : شاگرد

کاملی که حضرت سرخس بابا، تربیت کرد؛ پیر صاحب معجزه، حضرت ابوسعید ابوالخیر،  مهنه بابا بود و حضرت ابوعبدالرحمان سلمی پیر صاحب کرامت، حضرت ابوالقاسم قریشی را پرورش نمودند.

در اصطلاح اداری ، در قلمرو ممالیک مصر و شام و حکومت عثمانی به واژه بابا برمی خوریم . به گفته قَلقَشندی، ابتدا به مهترانی که مسئول طشت خانه بودند از روی احترام عنوان بابا داده شد و بعد در قرن دهم به طور کلی ، این اصطلاح شامل تمام مأموران طشت خانه شد. به چهل نفر از حاجبان اداره حرمخانه دربار عثمانی نیز این عنوان داده شد که به متصدی آنها آغاباباسی می گفتند. در دربار عثمانی ، «اُجاقِ» آغابابا نیز وجود داشت که مقر آنها زیر درِمیانی (از دروازه های دربار) بود و باربران مورد نیاز دربار را با اخذ ضمانت استخدام و تربیت می کردند.    

بر اثر گسترش واژه بابا از قدیم الایام در میان ترکها، این کلمه به مفهوم صوفیانه حتی در اسامی نقاطی که صوفیان در آن زندگی می کرده اند نیز به کار رفته است ؛ مانند قصبه باباداغی (به اعتبار نام صاری صالتق بابا که مزارش در آنجاست) و قصبه زنگی بابا بر سر راهی که از خیوه به کراسنو وُدْسْک می رود و روستای بابانقاش در تراکیه و قصبه بابااَسکی .همچنین نامهایی مانند:باباداغی و بابابورنی ، خاطره درویشانی را که در این نقاط سکونت داشته اند محفوظ می دارد.


منابع و مآخذ

ابن کربلائی ، روضات الجنان و جنات الجنان.  

احمدبن اخی ناطور افلاکی ، مناقب العارفین.

واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، اورته آسیا تورک تاریخی حقنده درسلر. 

محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ترجمه سی ، از مترجم عاصم ؛ محمدعلی تربیت. 

دولتشاه سمرقندی ، تذکره الشعرا ، چاپ ادوارد براون.

محمدبن علی راوندی ، کتاب راحة الصدور و آیة السرور در تاریخ آل سلجوق. 

احمدبن علی قلقشندی ، صبح الاعشی.

فؤاد کوپریلی ، تورک ادبیاتنده ایلک متصوفلر.

طاهر نصرآبادی ، تذکره نصرآبادی ، چاپ وحید دستگردی.

سعید نفیسی ،رباعیات باباافضل کاشی. 


برگرفته از وبلاگ شهرهای ابیورد - نسا - درگز

چند مطلب درباره ججو خان

چند مطلب درباره ججو خان

ججو خان خان خانان
وی در روستای حصار لطف آباد به دنیا آمد، پدرش الله وئردی بیک از ترکان حصار بود. پدر جه جو وقتی وی به دنیا آمد نام پدرش ججو را که بر گرفته از نام های بزرگان و خلاصه شده جوجی است بر وی می گذارد. 
جَجوخان، اهل روستای حصار لطف آباد، درگز و ترک بوده است، و خانه پدری ججوخان بغیر از اینکه در روستای حصار لطف آباد بوده، الله وئردی خان، پدر جه جو، در درگز نیز، منزل داشته است، که در خیابان قدیم نادری درگز کوچه نرگس، مقابل مسجد گلریزی های درگز بوده است.( از یاد داشتها و گفته های براتقلی براتی و مصاحبه وی با توحدی در جلد سوم حرکت تاریخی کردبه خراسان) 
دراواخر دوران قاجاریان روس ها تجاوز و مداخله درامور داخلی ایران را افزایش دادند. جوجوخان در برابر روس های متجاوز قد علم کرد و سال ها با روس های متجاوز جنگید و روس ها را از درگز بیرون راند. ججو خان در تاریخ و در میان مردم ایران و روسیه با نام نادر شاه دوم و روح نادر شاه افشار شناخته می‌شود.[ از کتاب خاوران ] و روس ها نیروی برزگی برای کشتن " جوجو خان " بسیج کرده بودند و از خائنان محلی نیز استفاده می نمودند. و سرانجام در یک تعقیب و گریز، اسب جوجوخان در بام صفی آباد در اؤلنگ “علفزار” به باتلاقی افتاد و سربازان روس رسیدند و آن قهرمان را به گلوله بستند و بدست متجاوزان روس به شهادت رسید. توحدی در کتاب حرکت تاریخی کرد می نویسد : عاقبت ججوخان ، با خیانت برخی کردها که به یاری روسها آمده بودند کشته شد از روی گلوله تفنگ معلوم شد که از تفنگ یکی از کرمانج ها بود است[ صفحه 421 جلد سوم حرکت تاریخی کرد به خراسان نوشته توحدی]. پس از " جوجو خان " پسرش به مبارزه با روس ها برخاست و پسرش نیز به دست تجاوزکاران به شهادت رسید.


در مورد قیام ججو خان چنین آمده است :
در اواخر قرن نوزدهم که نفوذ استعماری روس و انگلیس در شمال و جنوب ایران به اوج خود رسیده بود در درگز دلاورمردی بنام ججوخان علم طغیان را برعلیه ظلم و ستم برافراشت، مردم به او روح نادر می گفتند. او روستازاده و از ترک های حصار « اتک درگز » بود که به کشورش عشق می ورزید، یک روز غروب در حالیکه افسار اسبش را در دست داشت و به خانه باز می گشت، صدایی نظرش را جلب کرد و سپس با چشمان خود دید دو سرباز روس قصد دارند به یک زن هم روستایی وی تعرض کنند. 
خون حمیت کشی، دفاع از ناموس و عدالتخواهی در رگهایش به جوش آمده و آن دو سرباز را در آنی به درک می فرستد و بیش از پیش مصمم می شود بر علیه حاکمان بی غیرت درگز و قوچان و ایادیشان و روس متجاوز بپا خیزد و تشکیلاتش را با انضبات تر هدایت کند. 
در آن زمان روسیه و انگلیس کاملاً بر تصمیم گیری ها ی ایران اثر گذار بودند. ججوخان پس از مدتی نیروهای ملی را علیه روسها بسیج کرد، پس از بمباران حرم امام رضا(ع)، روسهای تزاری که ججوخان را مخالف اهداف و امیال تجاوز کارانه خویش می دیدند، در صدد دستگیری وی بر آمدند، ججو در اسفند 1290 خورشیدی دستگیر شد ولی پس از مدتی از زندان روس ها گریخت. ججو مبارزه علیه روسها را ادامه داد، به پاسگاه ها و پایگاه های آنها در نواحی مرزی شبیخون می زد و افسران و سربازان (سالدات ها)روس را می کشت و برای تقویت نیروهایش، اسلحه و مهمات آنها را بین سواران خود تقسیم میکرد.
روسها رسما از حکومت وقت ایران (دولت احمد شاه) خواستند که ججوخان را دستگیر و به آنان تحویل دهد. ولی دولت ایران گفته بود چون ججوخان خیلی طرفدار دارد، از دستگیر کردنش عاجز است. پس از آن روسها نیروی خود را بر علیه ججوخان بسیج کردند و افراد زیادی را به تعقیب وی فرستادند. این تعقیب ها موثر واقع نشد و روسها با این نقشه نتوانستند جَجوخان را بدست آورند.
این ماجرا سرآغازی شد برای قیام ججو خان، علیه متجاوزان روس. به گونه یی که او و یارانش تنها در یک نبرد دو هزار سرباز روس را از پای درآوردند. آوازه شجاعت او آنچنان بالاگرفت که تزار برای سر او جایزه گذاشت.

در بهمن ماه ۱۲۹۰ خورشیدی (۱۹۱۱ میلادی) روسها با کمک و یاری کردهای خراسان « ولیخان قهرمانلو، رئیس ایل کرد قهرمانلو و ایادیش »، ججو خان و یارانش را در جنگ و گریزهای پیاپی در کوه های شاه جهان اسفراین غافلگیر کرده و از بین می برند.
در گزارش های مرکز فرماندهی آخال تأکید شده بود که جسد ججو (جوجو)  را به روسیه بفرستند، آن روزها که فاصله شهرها بسیار دور بود، شکم شیر مرد اتک درگز را دریدند، پر از یخ و برف کردند و تن بی جانش را در صندوق پریخ گذاشته به روسیه نزد متخصصان فن فرستادند تا شاید از مکانیسم مغز و دلش پی به نبوغ و برتری های نظامی او ببرند.
گویند وقتی سر ججوخان دلاور را نزد تزار بردند آن را روی دست بلند کرد و گفت : این است « جو جو »، کسی که در شرق ایران عرصه را بر لشگریان روسیه تزاری تنگ کرده بود. ( صفحه 398 خاوران نوشته ابوالفضل قاسمی) 

در همین رابطه چند بیت شعر است که مردم درگز و بخشی ها در مجالس از آن یاد می کنند : 

ججو خان چؤره گینی ناکسسه وردی 
بیلمه دی اولار تکین تولکولر واردی 
وفالی دی اونا، اصلان قربان دوردی

درگز دن توران، فیل دی، ججو خان
دستور حمله ججو خان به سوارانش : 
ججوخان، آتلیه دئدئ سوریلی 
دان قاتمه میش، ممد آواته گریلی 
اول باشدن ، ثلاثه نه ، قوریلی 
اوندن سو نرا ، ظلم ائدنه ، قیرالی 
اونده ائل بیلر، کیم دی ججو خان 
درگز دن تورن، فیل دی ججو خان
وفالی دی، غیرت لی دی ججوخان

برگرفته از وبلاگ شهرهای ابیورد - نسا - درگز

معرفی خواجه احمد یسوی

یکی از چهره‌های برجسته تصوف و عرفان در آسیای مرکزی است که طریقت خاصی به نام " یسویه" را تاسیس کرد.مرقد این عارف بزرگ که از او به عنوان "سلطان العارفین" یاد کرده‌اند،در شهر «یسه» در قزاقستان است. تولد احمد یسوی حدوداً به قرن پنجم برمی‌گردد.در دائرة المعارف بزرگ شوروی تاریخ تولد وی در حدود 1105 میلادی یا 484 هجری شمسی ذکر شده است. وی در شهرک «سمیرم» واقع در شرق شهر چیمکنت در جنوب قزاقستان چشم به جان گشود و پس از چندی به شهر "یسه" مهاجرت کرد. یسه که بعدها ترکستان نام گرفت و هم اکنون نیز به این نام شناخته می‌شود یکی از مراکز فعال دینی در عصر یسوی بود. این شهر که به عنوان پایتخت اوغوزخان شناخته شده، یکی از مراکز تصوف اسلامی در ماوراءالنهر به شمار می آمد. امیر تیمور، از مریدان خواجه احمد یسوی بوده و جهت ابراز ارادت خود،مقبره باشکوهی را برای وی ساخته است.این زیارتگاه با الگوی معماری اسلامی ساخته شده و از اماکن زیارتی معتبر و معروف میباشد. مقبره خواجه احمد یسوی سنگ قبری داشت که بسیار کمیاب بود و به دستور تیمور از هندوستان آورده شد. این مقبره در اواخر قرن هشتم هجری تقریباً دویست و سی سال بعد از وفات وی به فرمان تیمور و توسط استادان ایرانی مرمت شد. بنا به روایت ، پس از اینکه به فرمان تیمور تجدید بنای مقبره خواجه احمد یسوی آغاز شد، این کار چندین بار با مشکل مواجه شد و هر بار بنای مقبره پس از ساخت، به ناگهان ویران می‌شد تا اینکه شبی تیمور در خواب دید که اگر می‌خواهد مقبره‌ای مجلل برای خواجه احمد بسازد، ابتدا باید ساختمانی بر روی مقبره ارسلان باب ، استاد خواجه احمد یسوی بنا کند. تیمور این کار را کرد و پس از آن مقبره را بنا نمود . در داخل این زیارتگاه یک دیگ برنزی است که مردم نذورات خود را در آن می انداختند. نام یک استاد ایرانی از شهر تبریز به نام " اوستا عبدالعزیز شرف الدین تبریزی" بر آن حک شده است . ارتفاع این دیگ بزرگ حدود یک متر و نیم و قطر آن 2/45 متر و دو تُن وزن دارد . در فرهنگ ترکها، دیگ مظهر وحدت و مهمان‌ نوازی است. ریخته‌گری، نقوش گل نیلوفری و حروف عربی که بر روی این دیگ وجود دارد، حکایت از مهارت استاد آن می کند. ساختمان بنای زیارتگاه به هشت بخش مستقل تقسیم می‌شود. تالار اساسی و اولیه این زیارتگاه که دیگ بزرگ نیز در مرکز آن گذاشته شده، بسیار با عظمت است و در گوشه راست و چپ آن نیز شبستان هایی وجود دارد. ساختمان گنبد اصلی زیارتگاه دارای 2/18متر قطر است و از سطح مقبره تا نوک گنبد 5/37متر ارتفاع دارد. مردم منطقه سه بار زیارت خواجه احمد یسوی را معادل یک سفر حج می دانند. خواجه احمد یسوی در عهد قراخانیان متولد شده و در آن دوره که آسیای مرکزی مرکزعلوم مختلف بوده رشد کرده و به بلوغ عقلانی رسیده است.در این دوره بزرگانی چون ابوعلی سینا و ابوریحان بیرونی می زیسته اند وتفکرات آنان بر اندیشه های احمد یسوی تاثیر بسزائی داشته است.برخی از عرفا گفته اند:شناخت ترکستان ،بدون شناخت خواجه احمدیسوی میسر نخواهد شد . او خدمت زیادی به زبان ترکی کرده و جزو اولین کسانی بوده که زبان مادری خود یعنی ترکی را به زبان تصوف رسانده است.همچنین گفته شده که وی با اشارت غیبی رسول گرامی اسلام (ص) رشد کرده است. یکی از شرقشناسان می گفت بیش از چهارده نسخه خطی وجود دارد که به بیان نسب‌نامه‌ خواجه احمد یسوی پرداخته ا‌ست.کوچک‌ترین نسخه از نسخ یاد شده،اثری با نام "مرآت القلوب" منسوب به صوفی محمد دانشمند می‌باشد،این کتاب از جمله‌ نخستین آثار علمی است که تعلیمات یسّویه را مورد بررسی و تحقیق قرار داده است. زیارت مقبره خواجه احمد یسوی در واقع زیارتگاه مشتاقانی است که از مناطق مختلف با حاجات و نذر و نیاز راهی ترکستان می ‌شوند. سازمان جهانی یونسکو، سال ۲۰۱۶را به نام " خواجه احمد یسَوی " شاعر تورک نامگذاری کرد.

برگرفته از وبلاگ شهرهای ابیورد - نسا - درگز

جشنواره عشایر درگز در نوروز 95 برگزار می شود

جشنواره عشایر درگز در نوروز 95 برگزار می شود

رئیس اداره میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری شهرستان درگز گفت: با هدف معرفی هرچه بیشتر ظرفیت های شهرستان درگز و ایجاد فضای با نشاط برای گردشگرانی که در تعطیلات نوروز 95 به این شهرستان سفر می کنند، جشنواره عشایر شهرستان درگز در تعطیلات نوروز 95 برگزار می شود.

  

به گزارش روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خراسان رضوی، محمد مددی با اعلام این خبر گفت: به همین منظور دومین جلسه هماهنگی برگزاری جشنواره عشایر در این شهرستان برگزار شد.

وی گفت: این جلسه در محل دفتر امور عشایر شهرستان درگز و با حضور مسئولین ادارات و دستگاههای مرتبط برگزار و تصمیماتی در خصوص مکان برگزاری، تعداد غرفه ها، هزینه ها و برنامه های ورزشی، بازی های بومی و محلی، موسیقی محلی و سایر برنامه ها بحث و تبادل نظر شد.

وی افزود: این جشنواره در راستای برنامه های ستاد اجرایی خدمات سفر شهرستان درگز تحت عنوان جشنواره عشایر و روستایی قزقان دره و به همت اداره امورعشایر و مشارکت سایراعضای ستاد در محل طبیعت زیبای قزقان دره از تاریخ 10 لغایت 13 فروردین 95 برگزار می شود.

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به‌ مناسبت آغاز سال 1395

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی به‌ مناسبت آغاز سال 1395

حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیامی بمناسبت آغاز سال 1395 هجری شمسی، با تبریک سال نو و نوروز به ملت ایران و همه ملتهایی که نوروز را گرامی می‌دارند، سال جدید را سال «دولت و ملت، همدلی و هم‌زبانی» نامگذاری کردند.



بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

یا مقلّب القلوب و الأبصار. یا مدبّر اللّیل و النّهار. یا محوّل الحول و الأحوال. حوّل حالنا الی احسن الحال.

السّلام علی الصّدّیقة الطّاهرة، فاطمة المرضیّه، بنت رسول الله، صلّی الله علیه و آله. و السّلام علی ولیّ الله الأعظم، ارواحنا فداه و عجّل الله فرجه.

عید نوروز را به همه‌ی خانواده‌های ایرانی و افراد ایرانی در هر نقطه‌ی عالم تبریک عرض میکنم. عیدتان مبارک باشد هم‌میهنان عزیز. بخصوص به خانواده‌های عزیز شهیدان، به جانبازان عزیز، به خانواده‌های محترم آنها، و به همه‌ی ایثارگران تبریک عرض میکنم و یاد شهیدان بزرگوارمان و یاد امام عزیزمان را گرامی میدارم.

سالی که شروع شد -سال ۹۵- هم در آغاز و هم در پایان، متبرک به نام مبارک حضرت زهرا (سلام‌الله‌علیها) است. هم اولِ این سال منطبق بر ولادت آن بزرگوار با ماه‌های قمری است، هم آخر این سال. بنابراین امیدواریم که ان‌شاءالله سال ۹۵ به برکت حضرت زهرا سال مبارکی باشد برای ملت ایران، و از معنویات آن بزرگوار و از راهنمائی‌های آن بزرگوار و از زندگی آن بزرگوار درس بگیریم و بهره‌مند شویم.

سالی که تمام شد -سال ۹۴- مثل همه‌ی سالهای دیگر، آمیزه‌ای از شیرینیها و تلخیها و فرازها و فرودها بود؛ طبیعت زندگی همین است؛ از تلخی حادثه‌ی منا تا شیرینی راهپیمائی ۲۲ بهمن و انتخابات هفتم اسفند؛ در تجربه‌ی برجام، از امیدهائی که برانگیخت، تا نگرانیهائی که در کنار آن هست؛ همه‌ی اینها جزو حوادث سال بود، و همه‌ی سالها همین جور است.

سالها و ایام عمر انسان، مشتمل بر فرصتهائی است و مشتمل بر تهدیدهائی است. هنر ما باید این باشد که از فرصتها استفاده کنیم و تهدیدها را هم تبدیل به فرصت کنیم. سال ۹۵ پیش روی ما است. در این سال هم مانند همیشه، فرصتها و تهدیدهائی وجود دارد. همه باید تلاش کنند تا بتوانیم از فرصتهای این سال به معنای حقیقی کلمه استفاده کنیم و کشور از اول تا آخرِ این سال تفاوتهای محسوسی پیدا کند.

امیدهائی وجود دارد برای سال ۹۵. انسان به مجموعه‌ی اوضاع که نگاه میکند، امیدهائی را مشاهده میکند. البته برای تحقق این امیدها باید تلاش کرد، باید کار شبانه‌روزی کرد و باید بی‌وقفه سعی و کوشش کرد. اصل قضیه این است که ملت ایران باید بتواند کاری بکند که خود را در مقابل تهدیدهای دشمنان و دشمنیهای آنها، از آسیب‌پذیری خارج کند. ما باید کاری کنیم که در مقابل تهدید دشمنان، آسیب‌پذیر نباشیم. آسیب‌پذیری را به صفر برسانیم.

به گمان من مسئله‌ی اقتصاد در اولویت اول است. یعنی وقتی انسان نگاه میکند، در میان مسائل اولویت‌دار، از همه فوری‌تر و نزدیکتر، مسئله‌ی اقتصاد است. اگر به توفیق الهی، هم ملت و هم دولت و مسئولان گوناگون، بتوانند در مسئله‌ی اقتصاد کارهای درست و بجا و متقن را انجام دهند، امید این هست که در مسائل دیگر، مثل مسائل اجتماعی، مثل آسیبهای اجتماعی، مثل مسائل اخلاقی، مثل مسائل فرهنگی هم تأثیرگذار باشند.

در مسئله‌ی اقتصاد، آن چیزی که مهم است و اصل است، مسئله‌ی تولید داخلی است؛ مسئله‌ی ایجاد اشتغال و رفع بیکاری است؛ مسئله‌ی تحرک و رونق اقتصادی و مقابله‌ی با رکود است؛ اینها مسائل مبتلابه مردم است؛ اینها چیزهائی است که مردم آنها را حس میکنند و مطالبه میکنند؛ و آمارها و اظهارات خود مسئولین هم نشان میدهد که این مطالبات مردم و این خواسته‌های مردم بجا و به‌مورد است.

اگر ما بخواهیم مشکل رکود را حل کنیم، مشکل تولید داخلی را حل کنیم، بخواهیم مسئله‌ی بیکاری را حل کنیم، بخواهیم گرانی را مهار کنیم، علاج همه‌ی اینها در مجموعه‌ی مقاومت اقتصادی و اقتصاد مقاومتی گنجانده شده است. اقتصاد مقاومتی شامل همه‌ی اینها است. میشود با اقتصاد مقاومتی به جنگ بیکاری رفت؛ میشود به جنگ رکود رفت؛ میشود گرانی را مهار کرد؛ میشود در مقابل تهدیدهای دشمنان ایستادگی کرد؛ میشود فرصتهای بسیاری را برای کشور ایجاد کرد و از فرصتها استفاده کرد؛ شرطش این است که برای اقتصاد مقاومتی کار و تلاش انجام بگیرد.

گزارشی که برادران ما در دولت به من دادند، نشان میدهد که کارهای وسیعی کرده‌اند؛ منتها این کارها کارهای مقدماتی است؛ کارهائی است در زمینه‌ی بخشنامه‌ها و دستورها به دستگاههای مختلف؛ اینها کارهای مقدماتی است؛ اما آنچه که لازم است ادامه پیدا کند، عبارت است از اقدام کردن و عمل کردن و روی زمین، محصول کار را به مردم نشان دادن؛ این آن چیزی است که وظیفه‌ی ما است؛ که من ان‌شاءالله در سخنرانی شرحش را به آحاد ملت عزیزمان عرض خواهم کرد.

بنابراین آنچه که من به عنوان شعارِ امسال انتخاب میکنم، عبارت است از «اقتصاد مقاومتی؛ اقدام و عمل». این، راه و جاده‌ی مستقیم و روشنی است به سمت آن چیزی که به آن احتیاج داریم. البته توقع نداریم که این اقدام و عمل، در ظرف یک‌ سال همه‌ی مشکلات را حل کند؛ اما مطمئنیم که اگر چنانچه اقدام و عمل به صورت برنامه‌ریزی شده و درست انجام بگیرد، ما در پایان این سال آثار و نشانه‌های آن را مشاهده خواهیم کرد. از همه‌ی کسانی که در این راه تلاش کردند و تلاش میکنند، تشکر میکنم.

بار دیگر به ملت عزیزمان سلام و تبریک عرض میکنم و صلوات خدا را بر محمد و آل محمد و بر حضرت بقیة الله اعظم (سلام الله علیه و ارواحنا فداه) مسئلت میکنم.

والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته


پیام نوروزی ریاست محترم جمهور دکتر روحانی + فیلم

پیام نوروزی ریاست محترم جمهور دکتر روحانی + فیلم

متن پیام نوروزی حجت الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی به این شرح است:



بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا و نبینا محمد و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

السلام علیک یا مولای یا علی بن موسی الرضا المرتضی

زکوی یـار می‌آیـد نسیـم بـاد نـوروزی

خجسته باد عید سعید نوروز بر همه ملت بزرگ ایران و به‌ویژه خانواده‌های شهدا، جانبازان، آزادگان و همه ایثارگران. به فال نیک می‌گیرم که تحویل سال جدید، ساعت هشتم بود و توسل می‌جوییم به امام هشتم برای سعادت امسال و هر سال‌مان و پیروزی‌ ملت‌مان در همه صحنه‌ها.

تبریک می‌گویم به همه ایرانیان خارج از کشور و همه ملت‌هایی که نوروز را به عنوان یک روز آیینی، پاس می‌دارند.

نوروز به معنای نو شدن و پایان کهنگی‌هاست، نوروز به معنای شستن دل از کینه‌ها است، نوروز به معنای آغاز شکوفایی‌ها است و ما همه در این ساعت از خداوند بزرگ می‌خواهیم که همه روزهای میهن ما، نوروزی و همه فصول حیات ما، بهاری باشد.

از او می‌خواهیم که ذهن و زبان ما را با دوستی و آشتی که آیین نوروزی است، آشناتر نماید. خشم را از نگاه ما، ستیز را از کلام ما و تندی را از رفتار ما، دور کند و از او بخواهیم که همه ما با هر اعتقاد و مذهبی که داریم، سرود وحدت علیه تفرقه و تنازع و خشونت سر دهیم.

سالی که گذشت سالی پرافتخار، با خاطرات ماندگار برای ملت ما بود. از همان آغاز سال که رهبری معظم انقلاب فرمودند سال همدلی و همزبانی، همان همدلی و همزبانی و وحدت و انسجام بود که پیروزی‌های بزرگی را برای ما به ارمغان آورد. آنچه در سال‌های گذشته از دید جهانیان، بهانه‌ای برای تهدید علیه ملت ایران بود، یعنی فعالیت هسته‌ای، تبدیل شد به نمادی برای همکاری ملت‌های جهان با ایران عزیز. همان که از دید جهانیان، دیروز به عنوان منطقه ممنوعه بود، امروز تبدیل شد به یک فعالیت ارزشمندی که همه در برابر آن فناوری تواضع می‌کنند و آن را به رسمیت می‌شناسند.

ملت ما با همدلی برجام را به فرجام مطلوب رساند، زنجیرهای تحریم را پاره کرد و زمینه را برای فعالیت در زمینه‌های اقتصادی مهیا نمود. تحریم‌های بانکی، مالی، پولی، نفتی، پتروشیمی، بیمه، حمل و نقل و همه تحریم‌های هسته‌ای برداشته شد و شرایط برای فعالیت اقتصادی مردم ما آماده‌تر شد.

در این سال، مردم بزرگ ما حماسه بزرگی را آفریدند و هفتم اسفند را به عنوان روز قدرت ملی، آرامش و ثبات ایران به جهانیان نشان دادند. سالی که بر ما گذشت، سال مشارکت، فعالیت، موفقیت در برابر قدرت‌های بزرگ و سال هموار کردن زمینه برای شکوفایی کشور در همه بخش ها بود.

گرچه سال گذشته با سختی‌ها و مشکلاتی نیز توأم بود. من در زمینه مشکلات سال گذشته کمتر با مردم عزیزمان صحبت کردم و بیشتر با همکارانمان تلاش کردیم تا بتوانیم از سختی‌ها عبور کنیم. شاید بتوانیم ادعا کنیم که بهترین شرایط را در میان صادرکنندگان نفت داشتیم؛ هم از لحاظ آرامش، هم از لحاظ کاهش تورم و هم از لحاظ بازار بورس. بحمدالله با همه سختی‌ها دست ما به سمت بانک مرکزی دراز نشد و دست ما همواره به سوی مردم و بالاتر به سمت آسمان و به سوی خداوند دراز بود و با لطف او و همت مردم، با همه پیچ‌و‌خم‌ها، سال را با افتخار و موفقیت به پایان رساندیم و هم‌اکنون در سال 95 که سال امید و تلاش ما است، بی‌تردید همه ما می‌توانیم ایرانی را بسازیم که شایسته این ملت بزرگ است.

من باز هم دستم را به سوی ملت بزرگ ایران دراز می‌کنم؛ امیدوارم و مطمئنم که با همکاری یکدیگر و با تلاش و کوشش داخلی و با تعامل سازنده با جهان می‌توانیم در مسیر رونق، تلاش و رشد و فعالیت اقتصادی قرار بگیریم. ان‌شاءالله خواهیم توانست با کمک یکدیگر به رشد دو برابری متوسط 10 ساله گذشته برسیم. 


ما می‌توانیم با تلاش و کوشش همگانی به رشد 5 درصدی برسیم؛ رشدی که نسبت به همه کشورهای همسایه‌مان، ان‌شاءالله بیشتر باشد، رشدی که بتواند رونق اقتصادی را بسازد و کارگران بیکار ما را به کارخانه‌ها و مزارع برگرداند و رشدی که بتواند جوانان عزیز فارغ التحصیل ما را به بنگاه‌های اقتصادی بکشاند. آنچه برای همه ملت ما مهم است اشتغال پایدار است و این کار در سال آینده با «برجام دو» ان‌شاءالله شروع خواهد شد.

گرچه ملت بزرگ ما که همیشه پیشگام بودند، «برجام دو» را در 7 اسفند سال گذشته کلیـد زدند. «برجام دو» همان اقدام مشترک ملی در داخل کشور است که با وحدت، آشتی و با همدلی شروع خواهد شد؛ برجامی که قبل از اقتصاد از اخلاق آغاز می‌شود. انقلاب ما برای اسلام و اخلاق بود، بعثت پیامبران ما برای اخلاق بود. پیامبر ما فرمود بعثت من فقط برای تکمیل مکارم اخلاقی بود. در جامعه انقلابی ما نباید اثری از دروغ، اتهام، بدگمانی، بدزبانی و تندخویی باقی بماند. در جامعه ما نباید اثری از فساد باقی بماند. ما باید از پیشگاه خداوند بزرگ بخواهیم که سال ما را سال اخلاق، سال شادی و نشاط و سال همراهی و همدلی برای ساختن ایران اسلامی عزیزمان قرار دهد.

پروردگارا، شادی این روزها را مایه ماندگاری امیدمان کن و امیدمان را پشتیبان تدبیرمان ساز تا همه با هم ایران را از میان تنگناهایی که مایه رنج ملت و سختی معیشت مردم است، برهانیم.

خدایا مدد کن تا اعتدال، میانه روی و نشاط را از بهار بیاموزیم.

خدایا به دولت ما توان ده که همچنان پاسدار خون شهیدان بماند و میثاق ملی یعنی قانون اساسی را بنای خدمت به خلق قرار دهد.

من در پایان می‌خواهم از همه آنهایی که اکنون به خاطر خدمت به هموطنان عزیزشان کنار سفره نوروزی خانواده خود نیستند و کسانی که برای حفظ مرزها و آرامش جامعه ما تلاش می‌کنند، همه نیروهای امدادی، نیروهای انتظامی و همه نیروهای خدماتی که به مردم و مسافران نوروزی ما خدمت می‌رسانند، صمیمانه سپاسگزاری کنم و به‌ویژه به آنها عید سال 1395 را تبریک بگویم. و با یاد و نام فاطمه اطهر(س) سخن را به پایان ببرم که امسال با میلاد او آغاز و با میلاد آن بانوی بزرگ پایان می‌یابد.

اللّهمّ صلّ علی فاطمه و أبیها و بعلها و بنیها بعدد ما أحاط به علمک

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

منبع: پایگاه اطلاع رسانی ریاست جمهوری


دانلود فیلم پیام نوروزی رئیس جمهور